ماههای كوردی و معانی آنها
نام و معانی ماههای سال در زبان كردی
قوم ماد در مناطق مختلف ایران، به ویژه در منطقه غرب پراكنده بود گستردگی قلمرو سكونت این قوم و تنوع اقلیم آن سبب شد كه مورخین برای تنظیم اقتصاد، معیشت و تطبیق فعالیتهای خود با آن، چند نوع تقویم را پدید آورند. در نواحی مرتفع شمالی تقویم شبانی بر مبنای محاسبات خورشیدی و در نواحی پستتر جنوبی تقویم زراعتی بر مبنای گردش ماه و طلوع ستاره سهیل به وجود آمد عشایر كوچرو، ییلاق و قشلاق خود را براساس فصل خورشیدی تنظیم میكردند .
تقویم كردی از سال 612 قبل از میلاد شروع می شود . این همان سالیست كه سیا كسارس ( cvaxules ) فرزند بزرگ دیاكو اولین پادشاه امپراتوری ماد منطقه نینوا را اشغال كرد . و به وحشی گری امپراتوری آشوریان در سرزمین های تحت اشغال خودش خاتمه داد . اگر چه تاریخ شناس یونانی هرودوت كه انتقاد می كند از دیاكو پسر فرورتس ( phraovtes ) ( احتمالاً سال 715 قبل از میلاد )یا ایجاد پادشاهی مادها و تأسیس پایتخت آن در اكباتان ( همدان ) حدوداً قبل از سال 625 قبل از میلاد بود كه سیاكسارس موفق شد كه بسیاری از قبایل مادها را به یك پادشاهی متحد تبدیل كند . در سال 614 قبل از میلاد او آشور را دستگیر كرد و در سال 612 قبل از میلاد با اتحاد و كمك نبوچادنزار بابلیان فشارهای او بر نینوا بیشتر شد كه در نهایت منجر به خاتمه امپراتوری آشوریان شد .
بعضی از تقویم های مذهبی كردی با وقایع مذهبی اصلی شروع می شوند . مثلاً تقویم سلطانی یارسان ( Yaresan ) با تولد سلطان سحاك در سال 1294 پس از میلاد بعنوان شروع این سال به كار می رود.
تقویم ها ممكن است همچنین در سال 380 پس از میلاد شروع شوند سالی كه پایان آخرین پادشاهی كردی دوره كلاسیك را نشان می دهد ، افسانه كایوس یا ( سلسله كایو ساكان ).
یك دورة هفت سالة دیگر به آن اضافه می شود كه ممكن است مربوط باشد به احترام دین كه در آن تعداد روز در ادیان بومی كردی وجود دارد و زمانی می باشد كه برای تجدید روح رهبران فوت شده مورد نیاز است در این نظام سال دو هزار پس از میلاد مساوی است با سال 1613 . این تقویم بنام تقویم كردی یا مادها نامیده می شود .
تقویم :
نظام تقویم باستانی و مذهبی در آسیای غربی ( خاور نزدیك ) و در خاورمیانه یك تقویم قمری – شمسی بود . كه در آن ماه ها قمری بوده اند اما سال ها شمسی بوده اند یعنی آنها با توجهبه مسیر خورشید مرتب شده بودند .
این تقویم تمدن های اولیه در تمام مناطق خاورمیانه بجز مصر و یونان استفاده می شد . اینفرمول احتمالاً در منطقه مزوپتامیا در هزاره سوم پس از میلاد اختراع شد . مطالعه لوح های متحد الشكل كه در این منطقه پیدا شده است ردیابی توسعه زمانی مربوط به قرن 27 قبل از میلاد را راحت تر كرده است . حدوداً زمانی كه نوشتن اختراع شد . شواهد نشان می دهد كه تقویم یك وسیله ایست برای تقسیم گذر زمان به چندین واحد كه جامعه به ان نیاز دارد .
اگر چه سازنده های تقویم علایمی را استفاده كردند كه مربوط به طبیعت می باشد . مثلاً حالت های كره ماه … آنها واقعیت را برای دستور العملهای جامعه ( قوانین ) دوباره سازماندهی كردند .
در مناطق زاگرس و مزوپتامیا سال خورشیدی به دو فصل تقسیم می شد : 1) تابستان كه شامل فصل برداشت جو در نیمه دوم ماه "می" یا در آغاز ماه" ژوئن "بود و دیگری زمستان كه مربوط می شود به دوره پائیز و زمستان امروز .
در كشورهای مناطق شمالی تر سه فصل (آسیریا Assyria ) و چهار فصل ( آناتولیا Anatoli ) وجود داشت ، اما در مناطق زاگرس و مزو پتامیا دوبخشی كردن سال طبیعی به نظر می رسید .
پیش بینی ها برای رفاه شهر ماری در منطفه افرات ( Afrat ) میانه شش ماه در یك زمان بود نام های كردی برای دو بخش از سال هنوز در باره كردی باقی مانده است كه از كردهای قدیم كه در منطقه زاگرس زندگی می كردند نقل شده است . تابستان ( Tuwistan ) (ماههای منفصلیا جدا ) یا سرزمین نور یا سرزمین خورشید و زمستان ( Zimistan ) (پنج ماه ) یا سرزمین سرما . گویش های مختلف كردی تابستان را ( (Hawin ).(Tawsan یا (Hamin) و یا ( (Tawasa) را می نامند . كه همه از كلمه « Taw »( به معنینور خورشید یا اشعه خورشید ) گرفته شده اند و حرف ربط ( I ) و « atan » به معنی (نوری كه به زمین می نشیند ) می باشد . این پسوند اغلب اوقات در زبان كردی برای ایجاد كلمات تركیبی مانند كردستان (یعنی سرزمین كردها ) استفاده می شود .
زمستان ( Zimistan ) یا بنام های ( zimstun, zimistu, zimsu, zisan, zistan,zimsan هم این ها از «زیم » به معنی سرد گرفته شده كه با حرف ( I ) و پسوند ( stan ) تركیب شده اند .
امروز نظام تقدیم شمسی كردی معمولاً 365 روز است با چند ساعت تأخیر كه بخاطر یك سالكبیسه در هر چهار سال بوجود می آید . دقیقاً با اولین روز بهار شروع می شود و با توجه به تقویم گریگوریان (ارمنی ) مانند تقویم گریگوریان این سال به چهار فصل تقسیم شده (بوهار Tuwsatan , Buhar یا Zimistan , payiz,Hawin ) . و دوازده ماه كه هر ماه به چهار هفته و هر هفته به هفت روز تقسیم می شود . در تقویمكردی شش ماهه اول كه شامل بهار و تابستان است هر ماه سی و یك روز دارد در حالی كه ماه های پائیز و زمستان سی روز است . فقط ماه آخر زمستان یعنی ماه دوازدهم در تقویم سالیانه بیست و نه روزه است . اما در سال كبیسه سی روزه است .
ماه های این تقویم با علائم دوازده گانه تقویم زودیاك ( Zodiacal ) هماهنگ است یعنی اولین ماه مساوی است با دوره برج حمل ( Aries ) و دومین ماه بر برج ثور ( Taurus ) و سومین ماه با برج جوزا ، دو پیكر ( Gemini ) و همینطور بقیه ماه ها هماهنگند .
ماه های كردی
نامهای كردی برای هر ماه با توجه به تقسیمات جغرافیایی و سبك زندگی قبایل خاص كرد نام گذاری شده است . این نام ها برای تكهقبیله جدید ممكن است با یك قبیله عشایر یا كشاورز در كردستان فرق داشته باشد .
تشابه قابل ملاحظه ای بین اسامی این ماه ها وجوددارد كه وقایع طبیعی را برای هر نام مخصوص انتخاب می كنند . مثلاً ماه گلاوژ ( Gelawejh ) ( كهاز بیست و سوم جولای تا بیست و سوم آگست ادامه دارد ) كه دومین ماه تابستان است نام كردی یك ستاره است كه در این زمان (اول تابستان ) از سال در آسمان بالای كردستان ظاهر می شود.
در مناطق شمالی كردستان علت تحریم آموزش زبان و فرهنگ كردی منجر به كمرنگ شدن نقش عمده ای اسامی ماه های كردی در زندگی روزانه كردها شده است . فعالیت های نظامی بسیاری از كردهای غیر نظامی را محبور كرده استكه زمین و دارایی شان را در مناطق روستایی از دست دهند و به شهرها كوچ كنند .
مرحله ای كه مردم را وادار می كند تا ارتباطشان رابا سبك زندگی سنتی كه نسل های گذشته وجود داشته است قطع كنند ، در رابطه با این مطالعه پر واضح است كه یك كشاورز یا عشایر و یا زارع كرد كه به شهرهای بزرگ كوچ كرده اند ضرورتی نمی بینند كه با تقویم و سبك زندگی قدیم پیش بروند مخصوصاً بخاطر اینكه تمرین سبك زندگی كردی خودش یك جرم محسوب می شود (از نظر اشغالگران کردستان) . تقویم كردی كه امروز در مناطق شمال كردستان استفاده می شود . تركیبی از اسامی ماه های غیر كردی می باشد كه عمدتاً از تقویم بابلیان و اسامی كردی گرفته شده اند یا در برخی موارد از اسامی غیر كردی كه تغییر شكل یافته اند گرفته شده است این تركیب اسامی ماه ها را در میان كردها مقبول تر كرده است برای مثال در مورد ماه ( Shabatu ) كه بعداً به ماه ( Sheveba ) (شبهای طوفانی ) در باد میانی تغییر یافته است . یا ماه ( Nisaha ) كه به ( Niskan ) تغییر یافته است و یا ماه ( Avdar ) كه بنام ( Avdar ) تغییر یافته است .
تأثیر اقوام بابلیان در بسیاری از سنت های مستمر و استفاده از آن در استان های تابعه بعد از امپراطوری بابلیان توسط دیگران دنبال شده است. مخصوصاً تقویم یهودیان كه در زمان های اخیر استفاده می شود سیستم های مشابه درج ماه و اسامی ماه ها و جزئیات را به كار گرفته است . تطابق سنت های تقویم با بابلیان با تقویم یهودیان از دوره تبعید بابلیان در قرن ششم قبلاز میلاد شروع شده است .
تقویم استاندارد كردی :
1)ماه اول : Jejhnan
) Jejhnan ) ، اولین ماه بهار است و یك ماه سی و یك روزه است كه طبیعتاً از بیست یا بیست و یكم مارس شروع می شود و تا بیست آوریل ادامه دارد . این ماه جشن و شادمانی است ، نوروز( Newroz ) اولین روز این ماه است . چندین مراسم كشاورزی سالیانه وجود دارد كه در این ماه اتفاق می افتد .
2)ماه دوم Gullan
گولان دومین ماه بهار است كه سی و یك روزه می باشد كه طبیعتاً از بیستم آوریل شروع می شود و تا بیست و یكم ماه « می » ادامه دارد در طول این ماه گل های زرد و قرمز و كوه ها و مناظر كردستان را رنگی می كند.باغبان ها و كشاورز ها ماه پر كاری را دارند و چادرنشینان كرد حركت و كوچ سالیانه خود را شروع می كنند . در منطقه هورامان ( Hewraman ) كردها روزهای « پیر شالیار » را از یازدهم تا پانزدهم گولان جشن میگیرند .
3)ماه سوم Zerdan
زردان یعنی زرد و سومین ماه بهار است وقتی كه دانه ها رو به زردی می رود تا منظره طبیعت را مانند یك قالی بزرگ زرد نشان دهد . این ماه سی و یك روزه است و از بیست و یكم ماه « می» شروع و تا بیست و دوم ژوئن ادامه دارد .
4)ماه چهارم pishper
پیش پر اولین ماه تابستان است كه سی و یك روزه است و طبیعتاً از بیست و یكم ژوئن شروع می شود و تا بیست و دوم جولای ادامه دارد . هوای خشك و روزهای گرم بسیاری از سبزیجات ومحصولات طبیعی را خشك می كند . خانواده های كشاورزی برداشت محصول سال را شروع می كنند .
5)ماه پنجم Gelawejh :
گلاوژ دومین ماه تابستان است كه یك ستاره به همین نام در همین زمان در آسمان ظاهر می شود و شرایط آب و هوایی رو به طرف شب های خنك تر تغییر می كند این ماه سی و یك روزه است و از بیست و سوم جولادی شروع می شود و تا بیست و سوم آگست ادامه دارد .
6)ماه ششم xermanan
خرمانان سومین ماه تابستان است خانواده های كشاورز محصولات خود را جمع آوری می كنند و به روستا می آورند این ماه سی و یك روزه است و طبیعتاً از بیست و سوم آگوست شروع می شود و تا بیست و سوم سپتامبر ادامه دارد .
7)ماه هفتم Beran
بران اولین ماه پائیز است بسیاری از میوه های مختلف زیادی به بازار می آیند و انگور می رسد . برگ ها زرد و نارنجی می شود جشن پائیز نیز درهمین ماه است گوسفندان در مزرعه جفت گیری می كنند . این ماه سی روزه است و طبیعتاً از بیست و سوم سپتامبر شروع می شود و تا بیست و چهارم اكتبر ادامه دارد .
8)ماه هشتم : xezan
خزان دومین ماه پائیز است برگ ها از درخت می افتد و باغبان ها برای زمستان آماده می شوند اینماه سی روزه است و از بیست و چهارم اكتبر شروع می شود و تا بیست و دوم نوامبر ادامه دارد .
9)ماه نهم Saran
سومین ماه پائیز است فصل هوای سرد در این ماه شروع می شود . پیروان دین قدیم كردی نهام یارسان ( Yarsan ) یك روز مقدسی را بنام ( Rujhixawinker ) روز خوبیدن در روز نهم ماه ساران جشن می گیرند . این ماه سی روزه است و از بیست و دوم نوامبر شروع می شود و تا بیست و دوم دسامپر ادامه دارد .
10)ماه دهم Befran
بعنوان اولین ماه زمستان در سال كردی است كه طولانی ترین شب سال و جشن های زمستانی شروع می شود شب های طولانی مساوی است باكار كم در مزرعه كه به سالمندان (بزرگترها ) این فرصت را می دهد كه تجربیات زندگی شان را با گفتن داستان و خواندن آواز به نسل های بعدی انتقال دهد . در مناطق سردتر كردستان برفمناظر را سفید می كند و در مناطق گرمتر در طول روز باران می بارد این ماه سی روزه است و طبیعتاً از بیست و دوم دسامبرز شروع می شود و تا بیست ژاتویه ادامه دارد .
11)ماه یازدهم Rebendan
دومین ماه زمستان در سال كردی است در زمستانجاده ها برای چادرنشینان و عشایر با برف سنگین بسته می شود این ماه سی روزه است واز بیست ژانویه شروع می شود و تا نوزدهم فوریه ادامه دارد .
12-ماه دوازدهم Resheme
رشمه سومین ماه زمستان در سال كردی است آسمان اغلب پر از ابرهای سیاه است و فصل باران برای بهار شروع می شود . این ماه بیست و نه روزه است (بستگی به سال كبیسه دارد ) و از نوزدهم ماه فوریه شروع می شود و تا بیستم ماه مارس ادامه دارد .
ماههای میلادی
در میان کردهای شمال که به گویش کرمانجی تکلم میکنند و اغلب از تقویم میلادی سود میجویند ماههای سال نامهای گوناگونی دارند اما شناختهترین آن میان ایشان به ترتیب زیر است: (به ترتیب سال میلادی)
1. ریبه ندان (rêbendan)
2. ره شه می (reşemî)
3. ئادار (adar)
4. ئاوریل (avrêl)
5. گولان (gulan) ) ماه شکفتن گلها )
6. پوشپه ر (pûşper)
7. تیرمه (tîrmeh)
8. گه لاویژ (gelawêj)
9. ره زبه ر (rezber) یا گهلارێزان (gelarêzan)) برگ ریزان )
10. کوچر (kewçêr)
11. سرماوه ز (sermawez) ) ماهی که سرما میوزد )
12. به فرانبار (berfanbar) ) ماه پربرف)
*. ماههای میلادی در سورانی به ترتیب سال میلادی :
1. چله (çile)
2. سبات (sibat)
3. ئادار (adar)
4. نیسان (nîsan)
5. گولان (gulan)
6. حه زیران (hezîran)
7. تیرمه (tîrmeh)
8. تهباخ (tebax)
9. ایلون (îlon)
10. جوتمه (cotmeh) ) ماه جفت (خیش کشاورزی ( (
11. مژدار (mijdar)
12. کانون (kanûn )
در منطقه کرمانشاهان و جنوب کردستان نام ماهها بدینگونه است :
جیژنان (فروردین)، گولان (اردیبهشت)، زهردان (خرداد)، پهرپهر (تی ر )، گهلاویژ (مرداد)،نوخشان (شهریور)، بهران (مهر)، خهزان (آبان)، ساران ( آذر)، ب ه فران (دی)، بهندان (بهمن)، رهشان (اسفند )
• ماههای خورشیدی در سورانی:
1. خاکهلێوه Xakelêwe
2. گوڵان Gulan
3. جۆزهردان Cozerdan
4. پوشپهر Pûşper
5. گهلاوێژ Gelawêj
6. خهرمانان Xermanan
7. رهزبهر Rezber
8. گهڵارێزان Gellarêzan
9. سهرماوهز Sermawez
10. بهفرانبار Befranbar
11. رێبهندان Rêbendan
12. رهشهمێ Reşemê
- روزهای هفته :
همانند ماه های سال نام های گوناگونی برای هر روز هفته وجود دارد . اگر چه گروه های مختلف كرد در سراسر كردستان از یك ساختار كلی پیروی می كنند . نام كردی برای اولین روز هفته بنام ( Sheme )(شنبه ) در حقیقت از كلمه قوم آكادبنام ( Shabattuy ) گرفته شده است . ( در زبان سامریان shannat ، در زبان ارمنی ، sabbatn ، در زبان پهلوی shunbat ، در زبان فارسی shanbed ,shambed , shambe ، كه حتی به زبان یونانی همبنام sabbaton انتقال یافته است . در زبان آلمانی به شنبه samstay ، در زبان ایتالیایی sabato ، در زبان اسپانیایی sabado ، و در زبان فرانسوی samedi ) می گویند .
قوم آكاد روز پانزدهم ماه را كه ماه كامل ظاهر میشود ( shabbattu ( مینامند (هنوز سئوال اینجاست كه چرا یك چنین تطابقی میان روزهای هفته كردیو فارسی بوجود آمده است
مدارك نشان می دهد كه تقویم بابلیان دو بخشی كردن یك سال طبیعی به دو فصل را حفظ كرده است درست همان طور كه ماه های بابلیان تا پایان قمری باقی ماند و وقتی كه اولین ماه جدید ( shbattu ) اولین بار در غروب رؤیتشد شروع می شود . این روز در غروب آفتاب شروع شد . از شروع ماه جدید ( sbbarru ) تا ماه كامل بعدی هر روز با یك اسم عددی مانند یك شاباتو ، دو شاباتو و … ادامه دارد . هفت روز هفته همچنین در منطقه بین النهرین قدیم آغاز شد . وبخشی از تقویم رومیها در سال 321 قبل از میلاد شده است . در حدود دوره پیروزی بابلیان در سال 539 قبل از میلاد پادشاهان ایرانی تقویم چرخشی بابلیان را در سراسر امپراطوری ایران به صورت تقویم بابلیان را حفظ كرده اند . اداره امور مالی در منطقه شمال ایران از اولین و بعد از آن پارت ها ، حاكمان ایران تقویم بابلیان را حفظ كرده اند . ادامهامور مالی در منطقه شمال ایران از اولین قرن قبل از میلاد حداقل از ماه ( zoreastrian ) و اسامی روزها در مدارم پهلوی (زبان ایرانیان دوره ساسانیان ) استفاده می كرد . این در دوره سلسله ساسانیان به صورت رسمی در آمد . از حدود سال226 بعد از میلاد غلبه اعراب بر ایران در سال 621 بعد از میلاد . اعراب سال قمری مسلمانان را معرفی كردند اما ایرانیان از همان سال خورشیدی یا شمسی ساسانیان استفاده می كردند كه در سال 1079 برابر شد با سال ( yulian ) با معرفی سال كبیسه .
احتمالاً تحت همان شرایط كردها یاد گرفتند كه استفاده از همان قیاس برای روزهای هفته . اولین روز هفته كردی بنام ( sheme ) یك عدد بعنوان پیشوند می گیرند و یك ، دو ، سه ، چهار ، پنج از روز اول هفته را تشكیل می دهند . آخرین روز هفته ( Heni یا jume ) جمعه نام دارد كه برای بسیاریاز فرهنگ های خاورمیانه روز بی كاری می باشد. هنی (یعنی هیچ یا راحت ) بهترین تعریف برای آخرین روز هفته كردی می باشد . جمعه ( jomu , jemin , jivin, jume ) (جمع آوری یا خوشی ) كه یك لغت اوستایی می باشد كه باقی مانده است از زبان های ایرانی .
منبع : www.hiva50.blogfa.com
اصل 15: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است.اسناد ومکاتبات ومتون رسمی و کتب درسی باید باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات ورسانه های گروهی وتدریس ادبیات آنها درمدارس،درکنار زبان فارسی آزاد است.
زبانها فقط وسیله ارتباط نیستند بلکه هویت و جهان بینی گویشوران ونیز وسیلهانتقال فرهنگ وتجارب ودانشهای آنان است.
تفکر،ذهنی شدن اکتسابها وتجارب ودریافتهای حواس است که به صورت نشانه ای و رمزی(زبان)درذهن نگهداری میشود.روانشناسان ارتباط بین تفکر وزبان را چنان صریح ومستقیم میدانند که برخی تفکر را سخن گفتن بیصدا تعریف کرده اند.
در 21 فوریه 1952میلادی برابر با ” 2 اسفند 1330 ” سه دانشجو در پاکستانطی تظاهراتی برای به رسمیت شناختن زبان بنگاری توسط ارتش کشته شدند.و یونسکودر نوامبر1999این روز را روزجهانی زبان مادری اعلام نمود. این تصمیم یونسکو در جهت مقاوم نمودن ملتها وحمایت از زبانهای در معرض نابودی و زبانهایی است که به دلایل گوناگون امکان رشد وبالندگی نیافته و در معرض نابودی و سیاست یکسان سازی ملتها ودول حاکمقرار گرفته اند.مهمترحن اهداف یونسکواز بذل و توجه ویژه به زبان مادری عبارتند از:
الف) شناسایی ضرورت حفظ و توسعه تنوع زبانی وفرهنگی جوامع وپاسداشت و ارتقای هویت وفرهنگهای مختلف به عنوان بخشی از تلاش برای حفظ واشاعه میراث جهانی فرهنگ و تمدن بشری.
ب) جلوگیری از تأثیرات منفی آموزش روانی و اجتماعی ناشی از آموزش به زبان غیر زبان مادری مانند(مردودیها،ترک تحصیل،کاهش پیشرفت تحصیلی،سرخوردگی،از دست دادن اعتماد به نفس و در نهایت افزایش درصد بیسوادی در این جوامع)
از نظر زبان شناختی آموزش به زبان مادری سبب درک بهترمطالب میشود وپیشرفت شناختی دانش آموزان را تأمین میکند،از نظر اجتماعی سبب جذب راحتتر کودک در محیط اجتماعی میشود وبعنوان یک عنصر اصلی فرهنگی او را در ارتباط باگذشته فرهنگی خود قرار میدهد.از نظر عاطفی استفاده از زبان مادری در دانش آموزان سبب تداوم در استفاده از نمادهای زبان شناختی میشود و بدین ترتیب او را از گسستگی عاطفی ناشی از عدم استفاده از زبان مادری بازداشته وسبب بالا رفتن کمیت وکیفیت ارتباطات درون مدرسه ودرون کلاس میشود و دانش آموزان را از ابزار اصلی تفکر یعنی ارتباط برخوردار میکند.
اینجا پرسشی مطرح میشود که چرا تحصیل نباید به زبان مادری باشد؟ماهیتاین سوال در چرایی نظامهای سیاسی حاکم نهفته است که به نوعی سیاستانکار وامحاء ونابودی ویکسان سازی را در قبال ملیتهای ساکن در یک واحد جغرافیایخاص را در پیش گرفته اند زیرا نابودی یک زبان در نهایت مرگ آن ملتی را به دنبال خواهد داشت که زبان خود را فراموش کرده و از آداب ورسوم خود بیگانه شده اند.به طور خلاصه فرزندان چنین ملتی نسبت به فرهنگ ،اندیشه ،زبان ،تاریخ و تمام گذشته خود بیگانه وبه نسلی تبدیل میشود که حاضر به به پذیرفتن اسارت وبندگی دیگران باشد.
در ایران پروژه ملت سازی رضاخان که در آغاز به دلیل غیر واقع بینانه بودنش موفقیت چندانی برای آن نمیرفت اکنون درذهنیتها به واقعیت مقدسی تبدیل شده که حقوق چندانی برای ملیتهای غیر فارس به رسمیت نمیشناسد.
بر این اساس ما کوردستانیان در روز 2اسفندجهت پاسداری وصیانت از تاریخ وفرهنگ هزاران ساله مان با حضور در خیابانها وتعطیلی مکانهای کسب کاروحاضر نشدندر کلاسهای درس ، اعتراض خود را نسبت به اجرایی نشدن اصل15 اعلام میداریم.
این روستا مرکز دهستان اورامانات است ودر جنوب غربی شهر سروآباد در استان کردستان قرار دارد.خانه های روستا به طور کلی از سنگ و اغلب به صورت خشک چین(بدون استفاده از ملات) وبه شیوه پلکانی ساخته شده است.
این روستا در بین اهالی روستای منطقه به شهر اورامان معروف است و به اعتقاد انان این روستا زمانی شهر بزرگی بوده است و مرکزیتی خاص داشته و به همین خاطر از ان به عنوان تخت یا مرکز(حکومت) ناحیه اورامان یاد می کنند، وضعیت خاص روستا از نظر معماری و همچنین مراسم خاص(مراسم سالیانه پیر شالیار) و وجود مقبره و خانه پیر شالیار و به ویژه جمعیت و تعداد سکنه قابل توجه آن نشانگر اهمیت در گذشته است.